بازهم جمعه شد و
غربت بی حدغروب
بازهم جمعه شد و
طلوع بی تابی ها!
شهربی حوصله وکوچه ی بن بست خیال
می کشاندزن غم پروراشعارم را
به غمستان غزل!
بازهم جمعه شدو
جمع رفیقان جمع است
دردودلتنگی ودلواپسی وتنهایی
دست دردست هم اند و
شادمان می رقصند!
✍جمیله عجم(ب.و)
برچسب:
نویسنده: ترانه اکبریپور
برچسب:
نویسنده: ترانه اکبریپور
برچسب:
نویسنده: ترانه اکبریپور